ریشه — خودآموز ریاضی از چهار عمل تا هوش مصنوعی

فصل ۷ از ۹

پیشرفت ترم
۰٪

ترم ۱ · عدد، و چهار عملی که فکر می‌کنی بلدی

ترتیب عملیات، و اینکه چرا اصلاً لازم است

فصل ۷پیش‌نمایش رایگان
۸ دقیقه مطالعه فصل ۷

در این فصل چه یاد می‌گیری#

یک عبارت روی کاغذ می‌نویسی و به دو نفر نشان می‌دهی. یکی جواب می‌دهد ۲۰، دیگری جواب می‌دهد ۱۴. هیچ‌کدام اشتباه حساب نکرده و هیچ‌کدام هم عجله نکرده است؛ آن نوشته واقعاً دو خوانش دارد. این فصل دربارهٔ کاری است که آدم‌ها برای بستنِ این شکاف کردند — و برخلافِ هر چیزی که تا اینجای دوره دیده‌ای، آن کار یک کشفِ ریاضی نبود، یک توافق بود.

آخر این فصل می‌توانی:

  • نشان بدهی یک عبارت بدونِ قرارداد چطور به دو جوابِ درست می‌رسد
  • عبارتی با چند عملِ متفاوت را طبقِ ترتیبِ پذیرفته‌شده حساب کنی
  • با پرانتز ترتیب را عوض کنی و بگویی جواب چرا عوض شد
  • توضیح بدهی چرا این ترتیب یک قرارداد است، نه چیزی که در طبیعت کشف شده باشد

قبل از شروع#

  • از فصل ۴: ضرب یعنی «چند بار، چه چیزی».
  • از فصل ۵: تقسیم و دو سؤالی که به آن‌ها جواب می‌دهد.
  • از فصل ۶: عددِ منفی، و قدرِ مطلق که با دو خطِ عمودی نوشته می‌شد.

۱. یک نوشته، دو خواننده، دو جواب#

این عبارت را بخوان و حسابش کن:

🤔 اول حدس بزن: جوابت را روی کاغذ بنویس. بعد از خودت بپرس: اگر همین نوشته را دستِ یک نفرِ دیگر بدهی، مطمئنی او هم همین عدد را می‌نویسد؟

دو راهِ خواندن وجود دارد و هر دو با خودشان سازگارند.

خوانشِ اول — به همان ترتیبی که نوشته شده. اول $2 + 3$ که می‌شود ۵، بعد $5 \times 4$ که می‌شود ۲۰.

خوانشِ دوم — اول ضرب. اول $3 \times 4$ که می‌شود ۱۲، بعد $2 + 12$ که می‌شود ۱۴.

هیچ‌کدام از این دو خوانش قاعده‌ای را زیرِ پا نگذاشته است. مشکل در حسابِ خواننده نیست، در نوشته است: آن سه عدد و دو علامت، به‌تنهایی، دو معنی را با هم حمل می‌کنند.

🌱 ریشه‌اش کجاست: همین ابهام در زبان هم هست. «کتابِ علی و حسن» دو معنی دارد: کتابی که مالِ هر دوی آن‌هاست، یا کتابِ علی به‌علاوهٔ خودِ حسن. گوینده می‌داند کدام را می‌خواهد، ولی نوشته آن را منتقل نمی‌کند. ریاضی هم یک زبانِ نوشتاری است و از همین بیماری رنج می‌برد.

۲. هر دو جواب، جوابِ یک صحنهٔ واقعی‌اند#

صحنهٔ اول: ۲ مداد در جامدادی داری و بعد ۳ بستهٔ ۴تایی مداد می‌خری. بسته‌ها ۱۲ مداد می‌دهند و با آن ۲ تای قبلی می‌شود ۱۴.

صحنهٔ دوم: ۴ جامدادی داری و در هر جامدادی ۲ مدادِ آبی و ۳ مدادِ قرمز گذاشته‌ای. هر جامدادی ۵ مداد دارد و چهار جامدادی می‌شود ۲۰.

هر دو صحنه با همان نوشتهٔ بخش ۱ نوشته می‌شوند: دو، سه، چهار، یک جمع و یک ضرب.

چک کن: کدام‌یک از این دو صحنه غلط است؟ — هیچ‌کدام. هر دو معمولی‌اند و جوابِ هر دو درست است. آنچه کم دارد آن نوشته است که دو صحنهٔ متفاوت را به یک شکل می‌نویسد.

پس ۲۰ و ۱۴ دو جوابِ رقیب برای یک مسئله نیستند؛ جوابِ دو مسئلهٔ متفاوت‌اند که یک شکلِ نوشتاری دارند. و این خطرناک است، چون فایدهٔ نوشتن آن است که پیام دست‌نخورده به نفرِ بعدی برسد.

۳. قراردادی که آدم‌ها گذاشتند#

🤔 اول حدس بزن: فرض کن تصمیم با توست. یکی از این دو عمل باید همیشه زودتر خوانده شود. کدام را انتخاب می‌کنی، و چه چیزی می‌تواند انتخابت را بهتر از آن یکی کند؟

جوابِ صادقانه این است که هیچ حقیقتی در طبیعت این انتخاب را تعیین نمی‌کند. آدم‌ها انتخاب کردند، و انتخابشان این بود: ضرب و تقسیم پیش از جمع و تفریق خوانده شوند.

دلیلِ انتخاب هم عملی بود، نه ریاضی. به این عبارت نگاه کن:

این شکلِ رایج‌ترین محاسبه‌های روزمره است: چند دسته از یک چیز، به‌علاوهٔ چند دسته از چیزِ دیگر. با قراردادی که انتخاب شد، همین عبارت بدونِ حتی یک پرانتز درست خوانده می‌شود. اگر قرارداد برعکس بود، باید می‌نوشتی و آن پرانتزها تا آخرِ عمر همراهت بودند. پس قرارداد را طوری چیدند که پرکاربردترین حالت کمترین نوشتن را بخواهد.

ترتیبِ کامل، از بالا به پایین:

  1. هرچه داخلِ پرانتز است (بخش ۴).
  2. ضرب و تقسیم.
  3. جمع و تفریق.

یک قاعدهٔ دیگر هم هست که آن هم قرارداد است: عمل‌های هم‌رتبه از چپ به راست خوانده می‌شوند. برای جمع فرقی نمی‌کند، ولی برای تفریق می‌کند:

اگر از سمتِ راست شروع می‌کردی به ۹ می‌رسیدی، و ۹ خوانشِ پذیرفته‌شدهٔ این نوشته نیست. حالا عبارتِ اولِ فصل، با قرارداد:

⚠️ دامِ رایج: خیلی‌ها این قرارداد را این‌طور به یاد می‌سپارند که «ضرب از جمع مهم‌تر است». چنین چیزی وجود ندارد. ضرب هیچ برتری‌ای بر جمع ندارد؛ فقط توافق کرده‌ایم زودتر خوانده شود. تفاوتش عملی است: کسی که این را «اهمیت» می‌فهمد، وقتی خودش یک وضعیتِ واقعی را می‌نویسد پرانتزِ لازم را جا می‌اندازد، چون خیال می‌کند ریاضی خودش می‌داند کدام مهم‌تر است.

💡 نکته: محکِ خوبی برای جدا کردنِ قرارداد از قانون این است: اگر فردا همه قرارداد را برعکس کنند، چه چیزی خراب می‌شود؟ اینجا هیچ حقیقتی. ۱۴ مدادِ صحنهٔ اول همچنان ۱۴ تا می‌مانند و ۲۰ مدادِ صحنهٔ دوم همچنان ۲۰ تا؛ فقط باید همهٔ کتاب‌ها دوباره نوشته شوند.

۴. پرانتز: کلیدی که قرارداد را لغو می‌کند#

🤔 اول حدس بزن: حالا که قرارداد ضرب را زودتر می‌خواند، صحنهٔ دومِ بخش ۲ — چهار جامدادی، هر کدام ۲ آبی و ۳ قرمز — را چطور بنویسی که هر خواننده‌ای همان ۲۰ را بگیرد؟

با پرانتز:

پرانتز یک عملِ ریاضی نیست و هیچ عددی را عوض نمی‌کند؛ یک علامتِ نگارشی است، مثلِ ویرگول. می‌گوید «این تکه یک واحد است، اول همین را بخوان». حالا دو صحنهٔ بخش ۲ بالاخره دو نوشتهٔ متفاوت پیدا می‌کنند:

و این همان چیزی است که از اول می‌خواستیم: هر صحنه یک نوشته، و هر نوشته یک خوانش. قرارداد به‌تنهایی ابهام را کم می‌کرد؛ قرارداد به‌علاوهٔ پرانتز آن را از بین می‌برد.

🌱 ریشه‌اش کجاست: این ابزار را در فصل ۶ دیده‌ای، بدونِ اینکه نامش را بدانی. آنجا نوشتیم یعنی «اول فاصلهٔ ۳ و ۸ را حساب کن، بعد قدرِ مطلق را بگیر». آن دو خطِ عمودی هم یک تکه را گروه‌بندی می‌کردند.

پرانتزها می‌توانند تودرتو باشند. آن‌وقت از داخلی‌ترین شروع کن و رو به بیرون بیا:

چک کن: $10 - (4 - 1)$ چند است و چند؟ — اولی ۷ و دومی ۵. همان سه عدد و همان دو علامت، فقط پرانتز جابه‌جا شده است.

💡 نکته: قرارداد ساخته شد که بتوانی بدونِ پرانتز بنویسی، نه اینکه مجبور باشی. اگر شک داشتی خواننده عبارتت را درست بخواند، پرانتز بگذار: $2 + (3 \times 4)$ همان ۱۴ را می‌دهد و یک ابهامِ کمتر دارد.

تمرین‌ها

اول خودت فکر کن یا امتحان کن — بعد اینجا را باز کن.

در فصل بعد#

فصل بعد عملی تازه می‌آید که خودش کوتاه‌نویسیِ ضرب است، همان‌طور که ضرب کوتاه‌نویسیِ جمع بود: توان. چون تازه است، جای خودش را در همین ترتیبِ امروز می‌خواهد — یک پله بالاتر از ضرب، و باز هم به‌عنوانِ قرارداد. آنجا می‌بینی چرا هر عددی به‌توانِ صفر برابرِ ۱ می‌شود، و نمادِ که نامِ این دوره از آن آمده چه سؤالِ ملموسی می‌پرسد.

به آخر این فصل رسیدی!

اگر ساختی و جواب داد، این دکمه مال توست.