در این فصل چه یاد میگیری#
این فصل مفهومِ تازهای ندارد. کارِ امروز این است که هر چیزی را که در این ترم یاد گرفتی در یک کار جمع کنی و یک چیزِ واقعی بسازی: یک دستیارِ شخصی برای یک کارِ پرتکرارِ خودت. نه یک اسباببازی — یک پرامپتِ ساختارمندِ کامل که واقعاً به دردت بخورد، آن را یک دور تکرار کنی تا پخته شود، و خروجیاش را وارسی کنی. آخرِ کار یک ابزار داری که مالِ خودت است و هر روز میتوانی بهکارش ببری.

آخر این فصل میتوانی:
- یک پرامپتِ ساختارمندِ کامل برای یک کارِ واقعیِ خودت بسازی
- یک دورِ تکرار روی آن اجرا کنی و یک چیز را دقیقتر کنی
- خروجی را وارسی کنی و لحن و دقتش را تنظیم کنی
قبل از شروع#
- از فصل ۷: اجزای پرامپت و الگوی قابلِتکرار با جای خالی.
- از فصل ۵:
system prompt— تعیینِ نقشِ پایدار. - از فصل ۶:
temperature— خلاق در برابر دقیق. - از فصل ۴: وارسی — درستی را خودت بسنج.
مثلِ همیشه فقط یک مرورگر و دستیارِ هوش مصنوعیات (با کلیدِ رایگانِ خودت) لازم داری. یک نسخهٔ آمادهٔ شروع هم در src/starter.md هست که برمیداری و برای کارِ خودت تغییرش میدهی.
۱. کارت را انتخاب کن#
اول یک کارِ واقعی و پرتکرار از زندگیِ خودت پیدا کن — چیزی که هفتهای چند بار انجامش میدهی. چند نمونه:
- یادداشتهای شلوغ و درهمِ یک جلسه را به یک فهرستِ کارهای مرتب تبدیل کن.
- پیشنویسِ یک پاسخِ مؤدبانه به یک پیامِ کاری بنویس.
- یک مفهومِ سخت را برای یک مخاطبِ مشخص (مثلاً یک بچهٔ دهساله) ساده توضیح بده.
یکی را انتخاب کن. هرچه کار مشخصتر باشد، دستیارت مفیدتر میشود.
۲. اجزا را پُر کن#
حالا الگوی فصل ۷ را برای همین کار پُر کن. src/starter.md را باز کن و هر تکه را با کارِ خودت جایگزین کن: نقش، کار، مخاطب، قالبِ خروجی، محدودیت، و یک جای خالی برای ورودی. برای نمونه، اگر کارت «مرتبکردنِ یادداشتهای جلسه» است:
نقش: تو یک دستیارِ منظمی هستی که یادداشتهای خام را به فهرستِ کار تبدیل میکند.
کار: یادداشتِ پایین را به فهرستِ «کارهای انجامدادنی» تبدیل کن.
مخاطب: خودم، که میخواهم فردا سریع بدانم چه باید بکنم.
قالب: بولت، هر کار با یک فعلِ روشن در ابتدا؛ اگر مهلتی ذکر شده کنارش بنویس.
محدودیت: فقط از خودِ یادداشت استفاده کن؛ کاری که در متن نیست از خودت اضافه نکن.
ورودی:
[اینجا یادداشتِ خامِ جلسهات را بگذار]
جای خالی را با یادداشتِ واقعیِ خودت پُر کن و بفرست.
۳. یک دور تکرار#
اولین جواب را پیشنویس ببین، نه محصولِ نهایی (فصل ۳). به خروجی نگاه کن و یک چیز را که راضیات نکرد پیدا کن، بعد دقیق بگو چه عوض شود. مثلاً اگر بولتها کلی و مبهماند:
خوب بود، ولی هر بولت را با یک فعلِ دقیقتر شروع کن و کارهای مبهم مثلِ
«پیگیری» را به یک قدمِ مشخص تبدیل کن.
همین یک دور، معمولاً خروجی را از «بد نیست» به «دقیقاً همان چیزی که میخواستم» میبرد.
۴. وارسی و تنظیمِ لحن#
حالا مهمترین قدم. دستیارت یک ادعای واقعی یا یک تصمیم تولید کرده؛ کورکورانه قبولش نکن. فرض کن در فهرستِ کارها یک بولت دیدی که در یادداشتِ اصلیات اصلاً نبود — مثلاً «رزروِ اتاقِ جلسه» را از خودش اضافه کرده. این همان توهمی است که کلِ دوره سراغش را گرفتیم، اینبار وسطِ ابزارِ خودت.
✅ وارسی: فهرستِ خروجی را خطبهخط با یادداشتِ اصلی بسنج. هر کاری که در یادداشت ردی نداشت، مدل ساختهاش — پاکش کن. سه قانونِ ثابت همیشه سرِ جایشاناند: «اول خودت فکر کن» — «وارسی کن، خط به خط» — «مدل مطمئن است؛ دلیل نمیشود درست باشد».
بعد از وارسی، لحن و دقت را تنظیم کن. اگر کارت دقت میخواهد (فهرستِ کار، خلاصه)، temperatureِ پایینتر بگذار تا خروجی باثباتتر شود؛ اگر کارت خلاقیت میخواهد (پیشنهادِ عنوان)، بالاترش ببر (فصل ۶). و اگر میخواهی همیشه با یک لحنِ ثابت جواب بدهد، آن نقش را در system prompt بگذار (فصل ۵) تا لازم نباشد هر بار تکرارش کنی.
۵. ابزارت را نگهدار#
الگوی نهاییات را در یک فایل ذخیره کن. حالا یک دستیارِ شخصی داری که خودت ساختی، یک بار تکرارش کردی و وارسیاش کردی — و از این به بعد فقط جای خالیاش را پُر میکنی. این خلاصهٔ کلِ ترمِ ۲ است: با مدل مثلِ یک همکار کار کردی، نه یک اوراکل.
تمرینها
اول خودت فکر کن یا امتحان کن — بعد اینجا را باز کن.
در فصل بعد#
تبریک — ترم ۲ تمام شد. حالا میتوانی با هوش مصنوعی بهمثابهٔ یک همکار کار کنی: نیت میدهی، زمینه میسازی، تکرار میکنی، وارسی میکنی، و یک ابزارِ ساختارمندِ قابلِاستفادهٔ مجدد میسازی. تا اینجا همهچیز فقط متن بود — پرامپتِ متنی، جوابِ متنی. ترمِ بعد، «جعبهابزارِ امروز»، درِ چیزِ تازهای را باز میکند: هوش مصنوعیِ multimodal که با تصویر، صدا و ویدیو هم کار میکند. یاد میگیری تصویر بسازی، از یک تصویر سؤال بپرسی، گفتار را به متن تبدیل کنی، با اسناد پژوهش کنی و چند ابزار را در یک جریانِ کاری کنارِ هم بگذاری. همان مهارتِ نیت و تکرار و وارسی که اینجا ساختی، آنجا هم قلبِ کار است — فقط اینبار روی جعبهابزاری بزرگتر.
به آخر این فصل رسیدی!
اگر ساختی و جواب داد، این دکمه مال توست.